در نیمکت(دراز چوکی) ایستگاه اتوبوس نشسته بودم که اتوبوس آمد و سوار شدم تا بروم استخر و تنی به آب بزنم و خودم را بر روی آب رها کنم. دلم شد که تا به مقصد برسم، یک یادداشت پنج دقیقهای بنویسم و بروم پی کارم. من یاد گرفتم روی آب بخوابم. بدون اینکه دست و پا...
Layout D (list)
Layout D (slider)
Layout D (one column)
Layout D (one column)
Layout D (comb with A)
Layout D (comb with C + load more)
شب چله
شبی چیله بشینم روبروی تو شوم شاعر اگر خوش باشه خوی تو شونه صد مثنوی شعر و دو بیتی کنوم تاریف تنا از رنگ و موی تو
