اشعار

سرنوشت برگ دارد آدمی‌

آدمی پرنده نیست‌
تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود
سرنوشت برگ دارد آدمی‌
برگ‌،
وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود،
پایمال عابران کوچه‌ها شود

شاعر: قنبرعلی تابش

مهربانی (نظر شما)