Layout B (with load more)

دنیای دوّار و گنگ و مُبهم

من بارها و بارها فکر کرده‌ام که در انفجار وحشتناک چهار راهی زنبق مُرده‌ام. و این زندگی یک موهبت و لطف اضافه است که نصیبم شده است. تنها و تنها، این احساس مرا رو به جلو می‌برد، و به آینده امیدوارم...

آبی گلابی

وقتی حوصله باشد، دل خوش باشد، یک حرکت‌هایی میزنم که موجب شادمانی روان آدمی می‌شود. فعلا با این سرخی و زردی و آبی گلابی سرگرم باشید. من تیره و تبار این گلها را مشخص کنم.

نیلوفرهای صحرایی عاشق

نیلوفرهای صحرایی عاشق را می‌بینم که تنها و با هم، محیط اطراف خود را می‌بینند. برای تجربه خالص از زندگی، به باغ  و به  دشت، به صحرا می‌روم. دوستتان دارم.

اصطلاحات

تازه از تهران، کابل آمده بودم. بین دوستان کابلی و ایران آمدگی و پشاور و کویته آمدگی، صحبت می‌کردیم. صحبت از فلان دوست شد که گفتم او بداخلاق است. یک دفعه دیدم نگاه‌ها حالت گارد گرفتگی واری...