گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد مــــاتـم زدگان را لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد
Layout C (with load more button)
دربارهی گمنامی
هر رمان سعی دارد مجموعهای از رویدادها و معناهای بهم پیوسته را بسط دهد و با زبان چندسویه
بردن و رفتن
منو با خودت ببر … منو با خودت ببر .. ای تو تکیه گاه من .. من به رفتن قانعم شباهت های مختلف گوگوش و گوگل ما را جذب میکند و می کشد . هر روز با این دو نام حال می کنیم و نفس میکشیم. و جوان و جوانتر میشویم . و به سفرهای زیادی میرویم … توروخدا منو با خودت ببر...
من چگونه من شدم ؟
من رضا - من غلام - من آقای جعفری - جعفری - ممتاز صاحب - جعفری صاحب - من استاد - من رییس - من پدر- من مدیر - من دلبر - من دلداده - من گیج و حیران - من مهندس
من چگونه من شدم ؟
من غلامرضا – من رضا – من غلام – من آقای جعفری – جعفری – ممتاز صاحب – جعفری صاحب – من استاد – من رییس – من پدر- من مدیر – من دلبر – من دلداده – من گیج و حیران – من مهندس – من پسر عمو خانعلی سبزیکار پسر بزرگش خودم هم...
مادر
امروز عصر مراسم فاتحه مهندس صالحی معاون شرکت عمران بود. خدا رحمت کند. دوستان زیادی می آمدند و تسلیت می گفتند و می رفتند. مادر یکی از نعمتهای بزرگ خداوند است . خدایا ما را لیاقت بده تا قدر مادران خود را بدانیم. و پدر و مادر خوبی برای اولادهای خود...
