Layout C (with load more button)

عشق

عشق را در پسخانه نهان باید کرد! Photo by: Murteza Zargar

من و علی آقا نگهبان

سه روز است که میخواهم یک چیزی بنویسم، اما هر بار به نوعی نمیشود. اما حالا به خودم پانزده دقیقه وقت دادم که باید بنویسم. این زمین چمن و میدان ورزشی دو دقیقه با خانه ما فاصله دارد. روزهای نخست که می‌خواستیم به این خانه کوچ کنیم، این پارک و این زمین بازی...

موش موشک

در خانه‌ی ما موشک پیدا شده. موشک یعنی یک موش کوچک. اینجا به موش‌های کوچک mouse و به موش‌های کلان rat میگویند. تا به حال دو سه مدل تلک موش و چسبهایی که موش به آنها بند می‌‌شود را امتحان کردیم، اما تا هنوز جواب نداده است. از مرگ موش نمی‌خواهیم استفاده...

نوشدارو

بعد از دو سه هفته کار سخت و دلچسب باغبانی و گلکاری، که در این گیرو دار مهاجرت برایم حکم نوشدارو را داشت، امروز آمدم دفتر خود ما، تا کمی استراحت کرده باشم و به فعالیتهای آی تی رسیدگی کنیم. اول از همه گلدانهای کوچک سر میزی را آب دادم و کف اتاق را جارو...

Killarney

در نیمکت(دراز چوکی) ایستگاه اتوبوس نشسته بودم که اتوبوس آمد و سوار شدم تا بروم استخر و تنی به آب بزنم و خودم را بر روی آب رها کنم. دلم شد که تا به مقصد برسم، یک یادداشت پنج دقیقه‌ای بنویسم و بروم پی کارم. من یاد گرفتم روی آب بخوابم. بدون اینکه دست و پا...

شب چله

شبی چیله بشینم روبروی تو شوم شاعر اگر خوش باشه خوی تو شونه صد مثنوی شعر و دو بیتی کنوم تاریف تنا از رنگ و موی تو