Latest Articles

سرنوشت برگ دارد آدمی‌

آدمی پرنده نیست‌ تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود سرنوشت برگ دارد آدمی‌ برگ‌، وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود، پایمال عابران کوچه‌ها شود شاعر: قنبرعلی تابش

خزان هزار رنگ ونکوور

این یک گوشه از خزان هزار رنگ ونکوور است. بی نهایت زیباست. اما من در این کوچه‌ها و خیابان‌ها، چه میکنم؟ چرا باید خودم را به کاری یا با چیزی سرگرم نگهدارم تا فکر و خیالهای خام و باطل به ذهنم خطور...

اولادها کلان شده‌اند

اولادها کلان شده‌اند، قد کشیده‌اند و جوان شده‌اند. تا چند سال قبل چوچه چوچه بودند و در موقع سالگیره‌شان، می‌توانستم همگی آنها را با هم بغل کنم و از زمین وردارم و آنها هم با شادی و خوشحالی از...

قریه قره غجله

این عکس در قریه قره غجله ولسوالی دولت آباد ولایت بلخ است. در این عکس همراه قومای پدری‌ام هستم. قومای پدری‌ام از هزاره های ارزگان و از قوم درویش است که در زمان عبدالرحمن از منطقه ارزگان به زور...

امضای ایمیل در کانادا

با احترام و سپاس فراوان اذعان می‌کنم که من در سرزمین‌های نیاکانی و واگذار‌نشده‌ی اقوام موسکوئم (Musqueam)، اسکوا‌میش (Squamish) و تسلیل‌واتوث (Tsleil-Waututh) زندگی و کار می‌کنم. باشد که بیاموزیم با حرمت و...

من و علی آقا نگهبان

سه روز است که میخواهم یک چیزی بنویسم، اما هر بار به نوعی نمیشود. اما حالا به خودم پانزده دقیقه وقت دادم که باید بنویسم. این زمین چمن و میدان ورزشی دو دقیقه با خانه ما فاصله دارد. روزهای نخست که...

موش موشک

در خانه‌ی ما موشک پیدا شده. موشک یعنی یک موش کوچک. اینجا به موش‌های کوچک mouse و به موش‌های کلان rat میگویند. تا به حال دو سه مدل تلک موش و چسبهایی که موش به آنها بند می‌‌شود را امتحان کردیم، اما تا...

نوشدارو

بعد از دو سه هفته کار سخت و دلچسب باغبانی و گلکاری، که در این گیرو دار مهاجرت برایم حکم نوشدارو را داشت، امروز آمدم دفتر خود ما، تا کمی استراحت کرده باشم و به فعالیتهای آی تی رسیدگی کنیم. اول از...