این روزها در کابل هوا خوب سرد شده. هنوز آب را در شب یخ نزده ولی سرد است. امروز صبح همراه امان اله قرار گذاشتیم برویم در یک حویلی که مرکز هنری پاکنگار آنجا دفتر دارد. درختان زیادی در حویلی دارد و...
Latest Articles
بی خوابی های شبانه
در این شب تاریک و سرد زمستانی این عکس را آپلود میکنم. این وب سایت را با گوشی گلکسی اس شش دارم آپدیت میکنم.
شاهرخ و شهریار و فرنگیس
این آلبوم عکس مربوط به شهریار و شاهرخ و فرنگیس است
بوی جوی مولیان آید همی
بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی
خاطره ی یک روز بارانی
مترجم تشناب را در راهرو نشان داد و حاجی به قدر پانزده دقیقه روی کمود نشست و بعد هم دست و صورتش را آبی زد و وقتی برگشت از صورت بشاش مترجم و طرز لم دادن سلطانآغا روی کـَوچ گوشهی اتاق حدس زد که...
رویاهای دم صبح
این روزها در تهران هستم. اواخر خرداد ماه است و اوایل تابستان . توتهای سفید تمام شده و شاه توتها رسیده اند. کم کم گندمها را با کمباین جمع میکنند و کاهها را پرس میکنند. شبها سخت میشه خوابید . جای کاه...
گویید به نوروز که امـسال نـیاید
گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد مــــاتـم زدگان را لــــب...
دربارهی گمنامی
هر رمان سعی دارد مجموعهای از رویدادها و معناهای بهم پیوسته را بسط دهد و با زبان چندسویه
بردن و رفتن
منو با خودت ببر … منو با خودت ببر .. ای تو تکیه گاه من .. من به رفتن قانعم شباهت های مختلف گوگوش و گوگل ما را جذب میکند و می کشد . هر روز با این دو نام حال می کنیم و نفس میکشیم. و جوان و جوانتر میشویم...
من چگونه من شدم ؟
من رضا - من غلام - من آقای جعفری - جعفری - ممتاز صاحب - جعفری صاحب - من استاد - من رییس - من پدر- من مدیر - من دلبر - من دلداده - من گیج و حیران - من مهندس
