بعد از دو سه هفته کار سخت و دلچسب باغبانی و گلکاری، که در این گیرو دار مهاجرت برایم حکم نوشدارو را داشت، امروز آمدم دفتر خود ما، تا کمی استراحت کرده باشم و به فعالیتهای آی تی رسیدگی کنیم. اول از همه گلدانهای کوچک سر میزی را آب دادم و کف اتاق را جارو...
Latest Stories
Killarney
در نیمکت(دراز چوکی) ایستگاه اتوبوس نشسته بودم که اتوبوس آمد و سوار شدم تا بروم استخر و تنی به آب بزنم و خودم را بر روی آب رها کنم. دلم شد که تا به مقصد برسم، یک یادداشت پنج دقیقهای بنویسم و بروم پی کارم. من یاد گرفتم روی آب بخوابم. بدون اینکه دست و پا...
شب چله
شبی چیله بشینم روبروی تو شوم شاعر اگر خوش باشه خوی تو شونه صد مثنوی شعر و دو بیتی کنوم تاریف تنا از رنگ و موی تو
دنیای دوّار و گنگ و مُبهم
من بارها و بارها فکر کردهام که در انفجار وحشتناک چهار راهی زنبق مُردهام. و این زندگی یک موهبت و لطف اضافه است که نصیبم شده است. تنها و تنها، این احساس مرا رو به جلو میبرد، و به آینده امیدوارم میکند. یک زندگی آمیخته با مرگ، برآمده از مرگ و فرصت...
نوروز مبارک
نوروز مبارک رو به زوال میروم؟ یا به کمال میرسم؟ یکسَرَه کن کار مرا، بگو که عاشقم بگو.
آبی گلابی
وقتی حوصله باشد، دل خوش باشد، یک حرکتهایی میزنم که موجب شادمانی روان آدمی میشود. فعلا با این سرخی و زردی و آبی گلابی سرگرم باشید. من تیره و تبار این گلها را مشخص کنم.
نیلوفرهای صحرایی عاشق
نیلوفرهای صحرایی عاشق را میبینم که تنها و با هم، محیط اطراف خود را میبینند. برای تجربه خالص از زندگی، به باغ و به دشت، به صحرا میروم. دوستتان دارم.
بهار
بهار در راه است.
اصطلاحات
تازه از تهران، کابل آمده بودم. بین دوستان کابلی و ایران آمدگی و پشاور و کویته آمدگی، صحبت میکردیم. صحبت از فلان دوست شد که گفتم او بداخلاق است. یک دفعه دیدم نگاهها حالت گارد گرفتگی واری شد. گفتند: چی میگی تو؟ گفتم: چرا مگر حرف بدی زدم؟ گفتند: بد...
