Latest Stories

الماس

این روزها روی مسایل تحلیل دیتا کار میکنم. تحلیل دیتا هم می‌تواند خیلی خشک و بی روح باشد و هم می‌تواند زنده و جاندار باشد. اینکه حال خود آدم چطور میتواند باشد، فرق می‌گذارد روی تحلیلی که میکنیم. اینکه چطور صادقانه و بدون در نظر گرفتن تبعیض،...

نسیم صبحگاهی

مرا عهدی با شادی، که شادی آنِ من باشد…. امیدوارم از وزش نسیم بر پوست صورت نمناکتان لذت ببرید و به این فکر کنید که این  که بر صورت شما بوسه میزند از طرف چه کسی میتواند باشد؟

ریشه

یکبار گپ از برگ و بوته و ریشه شد. غیبت یکی از دوستان که فلانی بی ریشه است. گفتم خب پالَک (اسفناج) هم بدون ریشه خوب است. گفتند نه منظور ما این است که اصل و نسب نداره، گفتم خوبه دیگه واقعا لَک‌لَک‌ها او را از آسمان پایین آوردن و از پدر و مادر زاییده نشده...

شعر یلدا از علی مدد رضوانی

یلدا نَه شب که ماه دلارای کابل است ماهِ تمام در دل شب‌های کابل است از پشت ابر، نه که این بُرقع سیاه با اضطراب، محو تماشای کابل است او غصه می‌خورد، به گمانم که تا هنوز اندوهگینِ روزِ مبادای کابل است تا صبح آه و ناله‌ی ما را شنیده است تا صبح او به فکر...

من دو برابر شما عمر می‌کنم

زیاد به من گفتند دماغت خیلی بزرگه، گفتم کمتر برای گرفتن اکسیژن نفس می‌کشم و ششهایم کمتر کار می‌کنند، و دو برابر شما عمر می‌کنم. مخصوصا وقتهایی که خواب هستم. می‌خوایم بگم دهه ۴۰ زندگی فرق دارد با دهه ۳۰ و خیلی فرق داره با دهه ۲۰، دیگر خیلی چیزها...

من و فرنگیس جان

من فرنگیس را خیلی دوست دارم. او دختر فوق العاده مهربان و دقیق است. دوست دارد نظم و ترتیب در همه کارها و برنامه ها رعایت شود‌. من هر بار که از فرنگیس نظر میخواهم، خیلی خوب مرا راهنمایی می‌کند. این رسامی را فرنگیس کشید. فروهر، فرنگیس، شهریار و...

صبح بخیر افغانستان

به من میگن فازت چی است؟ مردم غرق در خون تو میگی صبح بخیر، یک مدت نگفتم: باز میگن فازت چیه؟ کم آوردی و جا زدی؟ ما تنها دلخوشی‌مان همان صبح بخیری تو بود. حالا که ما را عادت دادی، ترک میکنی صبح بخیری گفتنهایت را؟ ولا من هم آدمم، دل دارم، روبات نیستم که...

من و منصور

آقا منصور برادر خُرد ما است. خردترین خانه پدر، ایشان است. حدود یک ماه می‌شود کابل آمده، قرار بود برود اروپا که از مرز ترکیه دیپورت شد و آمد کابل. مادرم هر وقت تماس می‌گیرد پرسان می‌کند تذکره منصور چطور شد؟ می‌گویم مادر جان تذکره های کاغذی دیگه...

آموزش کدنویسی

چند روز قبل تصمیم گرفتیم برای اولادا کد نویسی آموزش بدهیم. برای شروع هم نظرم این بود که بچه‌ها باید تایپ را خوب یاد بگیرند. اول از همه آنها را با کیبورد آشنا کردم و برای کارخانگی هم به آنها گفتم کیبورد را رسم کنند. نتیجه حیرت انگیز بود. رسم...