بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی بوی جوی مولیان آید همی
Latest Stories
خاطره ی یک روز بارانی
مترجم تشناب را در راهرو نشان داد و حاجی به قدر پانزده دقیقه روی کمود نشست و بعد هم دست و صورتش را آبی زد و وقتی برگشت از صورت بشاش مترجم و طرز لم دادن سلطانآغا روی کـَوچ گوشهی اتاق حدس زد که معامله تمام شده است. نفس راحتی کشید و واسکتش را که شریکش با...
رویاهای دم صبح
این روزها در تهران هستم. اواخر خرداد ماه است و اوایل تابستان . توتهای سفید تمام شده و شاه توتها رسیده اند. کم کم گندمها را با کمباین جمع میکنند و کاهها را پرس میکنند. شبها سخت میشه خوابید . جای کاه و کلشها را آتش میزنند و دود تمام جا را پر میکند . در این...
گویید به نوروز که امـسال نـیاید
گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد مــــاتـم زدگان را لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد
دربارهی گمنامی
هر رمان سعی دارد مجموعهای از رویدادها و معناهای بهم پیوسته را بسط دهد و با زبان چندسویه
بردن و رفتن
منو با خودت ببر … منو با خودت ببر .. ای تو تکیه گاه من .. من به رفتن قانعم شباهت های مختلف گوگوش و گوگل ما را جذب میکند و می کشد . هر روز با این دو نام حال می کنیم و نفس میکشیم. و جوان و جوانتر میشویم . و به سفرهای زیادی میرویم … توروخدا منو با خودت ببر...
من چگونه من شدم ؟
من رضا - من غلام - من آقای جعفری - جعفری - ممتاز صاحب - جعفری صاحب - من استاد - من رییس - من پدر- من مدیر - من دلبر - من دلداده - من گیج و حیران - من مهندس
من چگونه من شدم ؟
من غلامرضا – من رضا – من غلام – من آقای جعفری – جعفری – ممتاز صاحب – جعفری صاحب – من استاد – من رییس – من پدر- من مدیر – من دلبر – من دلداده – من گیج و حیران – من مهندس – من پسر عمو خانعلی سبزیکار پسر بزرگش خودم هم...
مادر
امروز عصر مراسم فاتحه مهندس صالحی معاون شرکت عمران بود. خدا رحمت کند. دوستان زیادی می آمدند و تسلیت می گفتند و می رفتند. مادر یکی از نعمتهای بزرگ خداوند است . خدایا ما را لیاقت بده تا قدر مادران خود را بدانیم. و پدر و مادر خوبی برای اولادهای خود...
