یک مادر کلان خیلی خیلی پیر داشتم، خدا رحمتش کند، مادر پدرم بود، از جاغوری بود، و کاملا لهجه جاغورگی داشت، شبیه لهجهی همین دوستانی که از کویته آمده باشند، ما به او “اَیکَه” میگفتیم،...
Latest Articles
یک روز در کوچه ما هم عروسی میشه
یک روز در کوچه ما هم عروسی میشه بخیر، حالا خنده کو… فعلا بچسبیم به آموزش و پرورش جسم و جان، آموزش های آنلاین هر چقدر هم گران باشد، وقتی وارد عمل شدیم ارزش آنرا بهتر درک میکنیم. آموزش محور...
کشمش خوردی؟
○ پیش بیا، پیش بیا، پیشتر تا که بگویم غم دل بیشتر کشمش خوردی؟ با چای صبح. پادچا استی بچش، کشمش میخوری پادشا استی. خرد بودم، از کلمه سریع السیر خوشم میامد، از خانه تا مکتب را میدویدم،...
چقک
خدا کنه سقف خانه و آپارتمان هیچ کسی چقک نکند، یا اگر چقک میکند صاحب جای جورش کند. یا اگر جور نکرد، حداقل دروازه را بسته نکنه سر کرایه نشین و گاردهای خود را بگوید مهربان باشند. خدا کنه اگر صاحب...
هله، خیز کو، بِدو
انگار نه انگار که بزرگ شده باشم، بیشتر اوقات، فکر میکنم هنوز ۲۴ سالم است. یک سخن نغز از معلم پرورشی دوره دبیرستان یادم مانده که گفته بود: اگر کسی ۲۵ سال اول زندگی خود درست زحمت بکشد، و در مسیر...
اسم این گلها سیکلمن است.
اسم این گلها سیکلمن است. Cyclamen persicum اول یک کم اظهار فضل کنم: اون کلمه پرسیکم هم دلالت به persian دارد. یعنی در منطقه جغرافیایی Persia دیده شده و نام گرفته است. یک سنگ دیگه است به نام Afghanite که بار اول در...
نوروز 1400 در شهر نیلی دایکندی
I stepped into the new century by walking through a beautiful peaceful #Almond #Orchard in a village in Sangi Moom, just outside of #Nili #Daikundi It felt like a lonely walk, even though my lovely driver, Naser, tagged along and cheered as we watched the count down on my phone. I explained to him how #Iranians celebrate ‘Sal...
صلح واقعی
یک روز صنف چهار و پنج مکتب بودم، به پدرم گفتم: اگر تو سواد میداشتی، مه رئیس جمهور میشدم!! پدرم طرفم سیل کرد و گفت: بچم اگر مه سواد میداشتم، خودم رئیس جمهور بودم، حاجت به تو نبود. حالا هم اگر خودت...
گنجایش
یکبار در زندگی یک کَپَه نسوار کشیدم، چپهام کد. دیگه نکشیدم. بعضی چیزها نه اینکه کشیده نشود، مه نمیتوانم بِکَشم. واقعا گنجایش آدمیزاد تا چه حد است؟ Tolerance, Adaptation… شبی از سوز دل گفتم قلم را بیا...
شعری از محمد سعیدی
شب یلدا چله نشین تو موشوم انار تازه و شیرین تو موشوم اگر حافظ و فردوسی شنی تو مه مولانا جلالالدین تو موشوم
