در خانهی ما موشک پیدا شده. موشک یعنی یک موش کوچک. اینجا به موشهای کوچک mouse و به موشهای کلان rat میگویند.
تا به حال دو سه مدل تلک موش و چسبهایی که موش به آنها بند میشود را امتحان کردیم، اما تا هنوز جواب نداده است. از مرگ موش نمیخواهیم استفاده کنیم. چون ممکن است موش بخورد و برود در سوراخهای دیوار بمیرد و خانه را بوی بگیرد. این جناب موش، گاهی داخل گلدانهایی که داخل خانه داریم، میشود و خاک آنرا میکاود.
گاهی هم در گوشه کنار خانه، فضولات ریزی را مشاهده میکنیم و مشخص میشود که آنجا قلمرو موش است.
این موش آنقدر ریز و لاغر و باریک و ظریف است که از سوراخهای دریچه بخاری میتواند براحتی و به سرعت عبور کند.
گاهی در گروههای فیسبوکی مربوط ونکوور هم میبینم که دیگر دوستان هم از این مشکل شکایت داشتهاند و هر کس نظر به ساختمان خانه و تجهیزات و موقعیت، یک نوع راهکار را برای دور کردن یا از بین بردن موشها، به کار برده است.
سال قبل هم تصمیم داشتم در باغچهای خانه، کمپوست درست کنم، یعنی یک چاله کندم و باقیمانده آشغال و زباله آشپزخانه را داخل این چاله میریختم و روی آنرا با خاک میپوشاندم تا کمپوست درست شود، اما یک شب دیدم که حدود ده دوازده تا موش کلان و بزرگ جثه، دارند محلی که زبالهها را دفن کردم را میکاوند و بعد از آن از تصمیم خود مبنی بر درست کردن کمپوست در خانه منصرف شدم.
موشها هم جزئی از این طبیعت هستند و آنها هم از این آب و خاک سهم دارند.
ای موش، ای موش کوچک زیبا، بیرون بیا و بچسب به زندگی، البته مواظبت تلهها و کاغذهای چسبناک باش.

